یزدفردا"غلامرضا محمدی /کویر/:مطالعه ی تاریخ ،شیرین وتامّل برانگیز است.این روز ها سریال زیبای مختارکه مورد استقبال فراوان قرار گرفت بپایان رسید والحق که برای ساخت آن زحمات زیادی کشیده بودند که اجرشان با حضرت دوست.سریالی که سراسرعبرت بود ودرس واندرز ،وهر بیننده ای را به تماشای صحنه های بصیرت بخش تاریخ میبرد .
یکی از اصول جامعه شناسی قرآن ،خواری وهلاکت ظالمین وانتقام خدا از آنهاست.که در مورد حادثه ی کربلا این افتخار نصیب ابو اسحاق مختار ثقفی گشت ،وخداوند به واسطه ی او از قاتلان شهدای کربلا انتقام گرفت .نوشته اند ،هنگامیکه مختار سر بریده ی ابن زیاد وعمر سعد رانزد امام سجاد (ع)فرستاد آنحضرت به سجده افتادند ودر سجده ی شکر خدا را اینگونه سپاس گفتند ٬،حمد وستایش خداراکه انتقامم را از دشمنانم گرفت وخدای به مختار پاداش وجزای خیر عنایت فرماید (بحار الانوار ج ۴۵ص۳۴۳) .
...مختار در چهاردهم رمضان سال ۶۷ هجری خود وهفت هزار سپاهش که برای اجتناب از جنگ سلاح بر زمین نهاده بودند ناجوانمردانه به دست مصعب بن زبیر قتل عام شدند وبه شهادت رسیدند .بنا به نوشته یتاریخ یعقوبی وکامل ابن اثیر:
زمانی که یاران مختار کم کم از اطراف او پراکنده شدند و بجز تعداد کمی از یارانش کسی با او باقی نماند پس مختار به قصر دارالاماره کوفه آمد و مصعب با سپاهیانش او را محاصره کردند و هر روز مختار و یارانش از قصر بیرون می آمدند و محاربه می کردند و سپس به قصر باز می گشتند. مختار چون ضعف و نافرمانی یاران خود را دید تصمیم گرفت از قصر دارالاماره کوفه بیرون بیایید و با سپاه مصعب مقاتله کند.
هنگامی که مختار خواست از قصر بیرون بیاید به یارانش گفت: "چون من کشته شوم شما را ذلت و ضعف و خواری فرا گیرد، و اگر به حکم مصعب و یارانش تن در دهید دشمنان شما آمده و هر کدام از شما را به انتقام خون کشته های خود می کشند و شما شاهد کشته شدن دوستان خود خواهید بود و آن وقت است که می گویید: ای کاش مختار را اطاعت کرده بودیم و به رأی او عمل نموده بودیم، اگر با من بیرون آیید و به پیروزی نرسید مرگ شما توأم با ذلت نخواهد بود، در غیر این صورت شما فردا خوارترین افراد روی زمین خواهید بود."
و همانطور که مختار پیش بینی کرده بود شد؛ پس از کشته شدن مختار یارانش به قصر بازگشتند و در آنجا پناه گرفتند و تعداد آنها 7هزار نفر بود، پس مصعب آنها را امان داد ، عهدنامه را نوشته و در آن تعهد نمود که به هیچ وجه متعرض پناه گرفتگان در قصر نشود.
پس آنها را یک نفر یک نفر آورده و گردن زدند، و این غدر و خیانت و شکستن عهد توسط مصعب یکی از خیانت های مشهور در اسلام است.
بجیر بن عبدالله که یکی از یاران مختار است پس از کشته شدن مختار به محاصره شوندگان در قصر گفت: مختار دیروز به شما پیشنهادی کرد و شما او را اطاعت نکردید و بدانید اگر تسلیم حکم این گروه شوید شما را همانند گوسفند ذبح خواهند نمود، شمشیر های خود را از نیام در آورده تا اگر کشته شدید، کشته شدنتان با خواری و ذلت نباشد.
آنان گفتند: مختار ما را امر کرد ما او را فرمان نبردیم، اکنون تو را اطاعت کنیم؟
پس تسلیم شدند و حکم آنان را پذیرفتند.
مصعب عباد بن حصین را فرستاد آنان را دست بسته بیرون آورد و در حالی که آنها پشیمان شده بودند که چرا مختار را اطاعت نکردند، همه را کشتند.
همچنین نقل شده است که: کسانی را که در قصر پناه گرفته بودند بیرون آوردند و بر مصعب عرضه کردند، مصعب در ابتدا می خواست آنهایی که از نژاد عرب بودند آزاد و دیگران را به قتل برساند، ولی اصحاب او این را نپذیرفته و خواهان کشتن همه آنها شدند.
.پنج سال بعد سر مصعب نیز پیش روی عبدالملک بن مروان قرار گرفت.میرزا صادق تفرشی متخلص به هجری صحنه ی شگفت وعبرت آمیز سرهایی راکه زیر سقف یک قصر در یک سیر کوتاه تاریخی قرار گرفته اند اینگونه به نظم آورده است:
نادره پیری زعــــرب هوشمند
گفت به عبدالملک از روی پنـــــــــــــد
زیر همین قبّـــه واین بار گاه
روی همین مســـــــــند واین جایگاه
بودم ودیـــــــدم که زابن زیاد
رفت و چه ها رفت که چشمم مباد
بر طبقی چون سپر آسمان
بود چو خورشید سری خون چکان
سر که هزارش سر وافسر فدا
صاحب دســــــــــــتار رسول خدا
بعد ز چندی ســــر آن بد سِیَر
بُد بر ِ مختــــــــــــــــــار به روی سپر
باز چو مصعب سر وسر دار شد
دســــــــــــتخوش او سر مختار شد
این سر مصعب به مجازات کار
تاچه کند با ســــــــــــــــــــرتو روزگار ؟
آه که یک دیده ی بیــدار نیست
هیچکس از درد خبــــــــــر دار نیـست
نُه فلک از گردش خود سیر شد
نُه خــــــــم این طاق سرازیر شد
مات همینم که در این بند وبست
این چه طلسمی است که نتوان شکست
نوشته :محمدی /کویر/
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

دوشنبه 03,اوت,2026